✍🏻رضا باوفا: ده سال گذشته، اما هنوز صدای مصطفی تاجزاده از پس دیوارهای بلندزندان، در فضای اندیشه و سیاست ایران جاریست. او داوطلبانه و آگاهانهقدم در مسیری گذاشت که پایانش نامعلوم، اما آغازش با وجدان و صداقت. تاجزاده می داند چه هزینهای در پیش دارد، اما همچنان نشان میدهد که درسیاست، میتوان شرافت را از قدرت جدا کرد و حقیقت را بر مصلحت ترجیحداد.
🔹در میان همهی مواضع صریح و ریشهدار او، یکی از عمیقترین جنبههایاندیشهاش، نگاهش به مسألهی اقوام و مذاهب در ایران است. موضوعی کهدر حاشیهی سیاست رسمی باقی مانده، اما در مرکز اندیشهی تاجزاده جایدارد. او اقوام و مذاهب را نه مسئلهای امنیتی، بلکه گنجینهای فرهنگی و شرطپایداری ملی میداند.
🔹برای تاجزاده، «ایران» فقط یک اسم حقوقی یا مرز جغرافیایی نیست. اوایران را پیکرهای زنده، چندلایه و رنگارنگ میشناسد؛ با زبانهای گوناگون، باورهای متفاوت، و حافظههای تاریخی متنوع. ایرانی که او میشناسد، بازبانهای مختلف سخن میگوید، با آیینهای گوناگون زندگی میکند، و درحاشیهها، همانقدر اصیل است که در مرکز.
🔹به همین دلیل، اقوام و مذاهب ساکن ایران را «دیگری» نمیداند، بلکه بخشیاز «ما»ی ایرانی میداند؛ مردمانی که نه نیازمند لطف و مدارا، بلکه مستحقحق و مشارکتاند.
🔹تاجزاده بهصراحت تأکید میکند که حذف اقوام و مذاهب از ساختار قدرت، یک اشتباه اتفاقی نیست؛ بلکه حاصل نگاه سیستماتیکی است که تنوع راتهدید میبیند، نه فرصت. او باور دارد که نمیتوان از وحدت ملی سخن گفت، در حالی که حتی یک وزیر، استاندار یا مدیر ارشد اهلسنت در ساختاررسمی کشور وجود ندارد.( نکته مهم آنکه این دیدگاهها پیش از آن بیانشدهاند که برای نخستینبار در دولت چهاردهم، دو استاندار اهلسنت و یکمعاون رئیسجمهور از اهل سنت منصوب شوند؛ تاجزاده این ضرورت را درزمانی مطرح میکرد که حتی چنین انتصابهایی تصورپذیر هم نبود.)
🔹برای او، عدالت در زبان آمار معنا پیدا میکند. برخی اقلیت های قومی ومذهبی اگر دهههاست در قدرت حضور ندارند، این یعنی ما با یک بیعدالتیتاریخی روبهروییم. تاجزاده اصلاحطلبی را بدون پذیرش این واقعیتها، نوعیخودفریبی سیاسی میداند.
🔹تاجزاده هشدار میدهد که نگاه امنیتی به اقوام و مذاهب، به جای حل مسئله، آن را عمیقتر میکند. او معتقد است انسجام ملی با اعتماد ساخته میشود، نه با سوءظن. وقتی شهروندی صرفاً بهخاطر مذهب یا زبانش در مظان اتهامقرار میگیرد، پایههای اعتماد عمومی فرو میریزد.
🔹برای او، احترام به کرامت انسانیِ اهلسنت، کردها، بلوچها، عربها، ترکهاو دیگر اقوام، نه یک سیاستِ انتخابی، بلکه ضرورتی اخلاقی و ملی است.
🔹تاجزاده هرچند سالها در ساختار رسمی مسئولیت داشته، اما نگاهش هرگزدر مرزهای قدرت محدود نمیشود. او در زندان هم از ضرورت گفتوگو بانیروهای قومی و مذهبی میگوید. او ایران را از پشت میزهای ادارینمیبیند، بلکه از چشم مردم، از روایتهای حاشیهنشینان، و از تجربهیزیستهی محرومین درک میکند.
🔹نگاهش به آینده، مبتنی بر پذیرش تکثر و بازتعریف مفهوم ملت است. برای او، ایرانِ آینده، تنها زمانی ساخته میشود که همهی ایرانیان، فارغ از مذهب وقومیت، در متن تصمیمسازی باشند.
🔹دهمین سال حبس تاجزاده فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی استبرای بازاندیشی. اگر قرار است راهی بهسوی آینده باز کنیم، باید با شجاعتبه صداهایی گوش دهیم که عدالتخواهی را نه در شعار، بلکه در عملزیستهاند. صدای تاجزاده، یکی از آن صداهاست.
🔹او همچنان ما را به بازتعریف مفهوم ایران فرامیخواند؛ ایرانی که خانهیمشترک و برابرِ همهی مردمانش باشد، نه خانهای که تنها برای برخی، سهمبیشتری در آن تعریف شده. این رؤیا، شاید هنوز ناتمام مانده باشد، امابیتردید زنده است.
امتداد
@emtedadnet


