این چهره سرشناس فرهنگی ایران گفت: «من نیز چون شما، دختری بودم از خوی، که در دبستان دولتی سپهر و دبیرستان ایراندخت، پشت نیمکتهای چوبی سهنفره، با تختهسیاه و معلمان دلسوز آن زمان درس خواندم. هیچگاه فردی فوقالعاده نبودم؛ دختری بودم مثل شما، اما در مسیری درست قرار گرفتم، مصمم بودم، تلاش کردم و درس خواندم. در دورۀ ما، نه سهمیهای در کار بود و نه راهی برای تقلب. اگر در کنکور دانشکدۀ ادبیات تبریز و دورۀ لیسانس رتبۀ اول را کسب کردم، جز تشویق خانوادۀ فرهنگیام، هیچ نیروی دیگری پشتیبانم نبود.»
خانم آموزگار در مراسم افتتاح دبیرستان دخترانهای که به همت او و گروهی دیگر در شهر خوی و به نام او ساخته شده است، گفت: «خودم را چون گنجشکی میبینم در آن داستان کهن: جنگلی در آتش بود و گنجشک، قطرهای آب از دریا برمیچید و بر شعلهها میپاشید. وقتی از او پرسیدند این کار کوچک در برابر آن آتش عظیم چه سودی دارد، پاسخ داد: «لااقل بیتفاوت نیستم. آنچه از دستم برمیآمد، کردم.» این مدرسه نیز قطرهای است از دریای محبت من به زادگاهم.»
سال گذشته ویدئویی از بخشی از سخنرانی خانم آموزگار در شبکههای مجازی بارها بازنشر شد. او در این ویدئو با بغض از جوانان ایران خواست دست از مهاجرت بردارند و «ایران را تنها نگذارند.»
@BBCPersian


