18:09

1404/11/28

✅ از شکاف تا شفافیت در اختلافات خانوادگی

گزارش ویدئویی ایران فید - بزرگترین آرشیو خبری ایران


✍🏻 Ilene Strauss Cohen

✍🏻ترجمه توسط کانال تلگرام علی نیک‌جو
@alipsychiatrist

🔹”نمی‌توانم دنیا را آنطور که تو می‌بینی ببینم و به این خاطر از من متنفری”
این جمله‌ی انباشته از حس پسر نوجوانی بود که در خلال یک جلسه خطاب به پدرش بیان کرد. در پشت این کلمات چیزی فراتر از یک اختلاف نظر پیرامون جهان‌بینی افراد وجود داشت. مشکل صرفا چیزی مرتبط با عقاید متفاوت‌ نبود. بلکه تقلای یک پسر نوجوان بود برای آنکه بتواند خودش باشد در حالیکه میخواست اتصالش با اعضای خانواده را نیز حفظ کند. این وضعیتی است که بسیاری از مراجعین تجربه میکنند و در حین حرف زدن درباره آن خود را درگیر با این سوال یا امید بیان می‌کنند که آیا ممکن است خانواده‌شان آنها را به همان صورتی که هستند بپذیرند؟

🔹این سوال یا تعارض برخاسته از دو میل همزمان، میل به ارتباط در عین گرایش به استقلال است. در مورد نوجوانی که مثال زده شد، ذهنیت پدر او این بود که خرد و تجربه‌ای را که در طول سالها زندگی به دست آورده، در اختیار فرزندش میگذارد. او باور داشت که در حال هدایت پسرش به سوی امنیت، موفقیت و رضایت از زندگی است. اما از دیدگاه پسر، این کلمات بیشتر شبیه قضاوت، کنترل‌گری و نادیده گرفتن فردیتش است.

🔹چنین تنشهایی صرفا حول اختلاف نظر پیرامون سبک زندگی، مسیر شغلی یا مسائل سیاسی اتفاق نمی‌افتند. تعارض میان میل انسانها برای تعلق به یک گروه در عین حفظ فردیتشان، یک مسئله انسانی فراگیر است. بحثهای آن پدر و فرزند،‌ در واقع جستجوی آنها برای پاسخ به این سوالات ناگفته است که:
‘آیا به من، با وجود همه‌ی چیزی که هستم، احترام می‌گذاری؟’
‘آیا دیدگاه من درباره زندگی و دنیا را معتبر میدانی؟’
‘آیا من کافی هستم؟’
زمانی که این سوالات بی‌پاسخ می‌مانند، امواج هیجان بالا می‌روند. کلمات باعث برانگیخته شدن واکنشهای شدید می‌شوند و واکنشها باعث گفته شدن کلمات بیشتری می‌شوند که از جایی به بعد دیگر شنیده نمی‌شوند. پدر  هرچه بیشتر بر عقایدش پافشاری می‌کند و پسر کناره‌ می‌گیرد یا تهدید به تمرد از هر خواسته‌ی پدر میکند. وضعیتی که در آن هر دو نفر متقاعد میشوند که گوش شنوایی وجود ندارد و شکاف‌ها عمیق‌تر می‌شوند.

🔹واکنش هیجانی و چرخه‌ی تعارض
زمانی‌که هیجانات در اوج هستند، منطق و تفکر جایی در جلوی صحنه ندارند. به جای دریافتن ترس‌ها و تجربه‌های یکدیگر، کلمات به صورت حملات به شخصیت یکدیگر تعبیر می‌شوند. مثلا زمانی که پسر می‌گوید:  ” تو به این خاطر از من متنفری” او احتمالا به طور کاملا دقیق به مفهوم نفرت اشاره نمیکند بلکه از گزندگی احساس مقبول نبودن برای والدینش می‌گوید.

🔹به طور مشابه، پدر احتمالا قصدی برای طرد  کردن فرزندش به خاطر دیدگاه‌های متفاوت او ندارد. چیزی که پدر از آن می‌ترسد از دست دادن ارتباطی است که تفاوت‌ها را تهدیدکننده‌ی آن تجربه میکند. این هیجاناتِ اوج گرفته، موضوع واقعی مورد بحث را محو می‌کنند. به جای در میان گذاشتن مستقیم دغدغه‌ها و امیدها، هر کدام در حال دفاع از مواضع خویش است. این واکنشهای هیجان‌زده، چرخه‌ای را ایجاد می‌کنند که در آن گفتگوی موثر غیرممکن میشود.

📌 ادامه در INSTANT VIEW
(مشاهده فوری)

امتداد

@emtedadnet

توجه اخبار منتشر شده در «ایران ‌فید» به‌صورت خودکار و بدون ویرایش انسانی درج می‌شوند و ممکن است حاوی تعابیری باشند که الزاماً با دیدگاه‌های سردبیر سایت هم‌خوانی نداشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن