آیا الگوی جهان در خوزستان قابل تکرار نیست؟
✍🏻امتداد- رضا بهرامی: خوزستان این روزها باز هم در چنبره آلودگی هوا گرفتار آمده است. هجوم گاه به گاهِ ریزگردهای خفهکننده و دود آتشسوزیهای گسترده که در بسیاری مواقع تا اهواز را تحت اثر خود قرار میدهد،نفسهای استان را به شماره انداخته است. استاندار خوزستان در واکنش به این بحران قدیمی، بر این نکته تاکید کرده است که منشأ بیش از ۷۰ درصد آلودگی هوای استان از آن سوی مرزهاست و و راه حل پایدار، تنها از طریق همکاریهای گسترده منطقهای با کشورهای عراق،عربستان، سوریه و اردن میسر میشود.
🔹هرچند تمرکز بر همکاریهای بینالمللی برای حل ریشهای معضل آلودگی هوا ضروری به نظر میرسد اما از طرف دیگر،این رویکرد پرسشهای بنیادینی را پیشِ روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا آمار ۷۰ درصدی منشأ خارجی به درستی تبیین شده و سهم منابع داخلی نظیر خشکشدگی تالابها، بیابانزایی محلی و فعالیتهای نفتی در این معادله به درستی لحاظ شده است؟آیا دیپلماسی محیطزیستی در شرایط کنونیِ اوجگیری تنشهای منطقهای ظرفیت تحقق این همکاریها را دارد؟ و مهمتر آنکه چگونه میتوان میان برنامههای بلندمدت دیپلماتیک و اقدامات فوریِ داخلی از قبیل مهار آتشسوزیهای فعال، احیای تالابها و اجرای پروژههای کوتاهمدت کاهش گرد و غبار توازن ایجاد کرد؟
🔹همانگونه که موالیزاده به درستی اشاره کرده است، تحقق همکاری با کشورهای پیشگفته، مستلزم روابط دیپلماتیک گسترده از رهگذر ایجاد بسترهای سیاسی است. با این حال، واقعیتهای موجود منطقه، دستیابی به این هدف را با موانع جدی مواجه میسازد چه با نگاهی گذرا به کشورهایی که بیشترین نقش را در تولید آلودگی این روزهای خوزستان دارا هستند، باید پذیرفت اگر چه آنها اسماً مستقل هستند اما در سیاست خارجی و دفاعی کم و بیش تحت تأثیر آمریکا عمل میکنند. روابط با سوریه که زمانی متحد ایران بود، اینک در وضعیتی نامساعد قرار دارد و اردن که در نیم قرن گذشته هیچگاه روابط راهبردی با ایران نداشته، همچنان در زمره متحدان سنتی غرب است. اگر چه در سالهای اخیر، عربستان با میانجیگری چین گامهایی به سوی تنشزدایی با ایران برداشته اما روابط دو کشور همچنان فاقد عمق استراتژیک است.
🔹وضعیت عراق گویاترین نشانههای تغییر موازنه را نمایش میدهد. علاوه بر اینکه اینک گروههای نزدیک به ایران در صحنه سیاسی عراق تضعیف شدهاند، این همسایه غربی در سالهای اخیر بیمیلی آشکاری به همکاریهای دوجانبه نشان داده است. این بیرغبتی را میتوان در تعلل در پروژههایی نظیر لایروبی اروند و تاخیر در تکمیل خطآهن بصره شلمچه مشاهده کرد. این شرایط نشان میدهد که دیپلماسی محیطزیستی خوزستان اینک در میانه میدان مین روابط منطقهای گرفتار آمده است.
🔹در سطح جهان، پروژههای مشابهی برای مقابله با گرد و غبار و بیابانزایی با موفقیت اجرا شدهاند. دیوار سبز آفریقا با ترکیب کاشت ۱۰۰ میلیون درخت مقاوم و سیستمهای مهپاش جذب رطوبت، طی ۱۵ سال گرد و غبار را ۳۵ درصد کاهش داده است. این پروژه با استفاده از تورهای ویژه، رطوبت هوا را به آب آشامیدنی و آبیاری تبدیل میکند. شیلی با ساخت دیوارههای هیدروژلی، رطوبت شبانه بیابان آتاکاما را جذب و روزها آزاد میکند که ۴۰ درصد از سرعت بادهای گرد و غبارزا کاسته است. چین در پروژه دیوار سبز در مرز با مغولستان، نانو دیوارههای سلولزی را با کاشت درختان پوپولوس ترکیب کرده و با کند کردن سرعت پیشروی بیابان گبی، سالانه ۲۰۰ میلیون تن شنهای روان را مهار میکند.
🔹حال و در مواجهه فوری با بحران زیستمحیطی خوزستان، دولت موظف است دو اقدام حیاتی را در کوتاهمدت اجرایی کند:نخست، ایجاد یک یگان بالگردی مجهز مهار آتش تالابها با بالگردهای آبپاشی که در هورالعظیم،شادگان و بامدژ مستقر هستند. دوم، باید طرح کاشت ۵ میلیون درخت مقاوم بومی در کمربند گرد و غبارخیز با مشارکت نیروهای نظامی، شهرداریها و سمنها اجرا شود.این اقدامات بدون نیاز به دیپلماسی منطقهای باید فوراً آغاز شود.
🔹در گام بلندمدت،دو پروژه زیرساختی کلیدی باید پیگیری شود.احداث دیوارههای رطوبتی مرزی به طول ۲۰۰ کیلومتر با فناوری مهسازهای پیشرفته برای مهار ریزگردها و تأسیس صندوقی که با دریافت جریمه از صنایع آلاینده، علاوه بر تامین هزینه درمان بیماران ریوی و قلبی، سایر هزینههای طرحهای مهار آلودگی را پوشش میدهد. همزمان،دیپلماسی فعال شامل انتصاب فرستاده ویژه محیطزیست رییسجمهور به کشورهای منطقه، پیشنهاد پروژه مشترک احیای هورالعظیم به عراق و تشکیل کنسرسیوم مالی کشورهای اسلامی در دستور کار قرار گیرد.این ترکیب اقدامات عملی و دیپلماسی هوشمندانه،تنها راه نجات خوزستان از آلودگی هوا به عنوان یک فاجعه انسانی رو به گسترش است.
امتداد
@emtedadnet


